سال 95 هم آغاز شد...

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار


دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار


با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”


با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”


شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید


تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . . .

 

عیدتون مباااررک

 

دلتون شاد...

اینم از هفت سین ساده امسال ما...

 

 

به شقایق سوگند

که تو بر خواهی گشت ،

من به این معجزه ایمان دارم ،

منتظر باید بود

تا زمستان برود ،

غنچه ها گل بکنند !

 

زندگیه دیگه !



گاهی خسته میشی ...

 


اونقد که دوس داری

 

خودکارتو بزاری لای صفحاتش...

 

 
یه مدت بری سراغ خودت ...


هیچ کاری نکنی ...


حتی نفسم نکشی ...



اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی,

 

میبینی ...


یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده

 

و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ...



گم میشی ...


و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست که

 

 

ندونی کجای زندگیتی...

 

دوره رکود وبلاگ من...

سلام

یه سلام بعده مدتها

خیلی وقت میشه که آپ نکردم وبمو. و خ وقته که نیومدم اینجا

دردودل کنم. از وقتی که تلگرام باب شد، وبلاگها و سایتهای مجازی

کمرنگ شدن و همه به سمت گروه ها و کانال های تلگرام

یووورررششش بردن. خیلی شدید!!

هرچند من بجز یکی دو گروه همکلاسیای کارشناسی

عضو گروهی نیستم، اما خب دسترسی راحت تر به تلگرام باعث شده

طرفدار زیاد داشته باشه.

اما امشب یهوو خیلی زیاد دلم واسه روزگاری که

وبلاگ ها پر طرفدار بودن تنگ شد. و دلم واسه نوشته هام اینجا...

واسه بازدید کنندگان غریبه و آشنای وبلاگم، نظراتشون و حرفاشون...

تلگرام همه آشنان اما در میان اون همه اشنا

احساس غربت و تنهایی خاصی میکنم

اینجا همه ناآشنا و غریبه بودن اما یه حس خووب به آدم دست میداد

همه به فکر دوستی و مخ زنی نبودن،

هرکی میومد دردلاشو روی این دیوار مجازی مینوشت

و همه باهاش همدردی میکردن

اما تلگرام چی!

فقط کپی، پیست. هرچند من خودم هیچ وقت

مطالب گروه هارو کپی نمیکنم بلکه بیشتر از سایت مطلب میذارم

اما همش شده لاااایییککک

اوج همدردی دوستات شده یه زیبا بود، قشنگ بود ، ممنون و...

بخاطر یه سری اتفاقات به طور کلی خودم هم میلی به

وبلاگ اومدن نداشتم و از طرفی وقتشو

هرچند بضی دوستای وبلاگیم بهم میگن عوض شدم .

رفتارم تغییر کرده و ...

اما شاید ظاهرم عوض شده اما باطنم همونه

بقول یه جمله درسته عوض شدم اما عوضی نشدم!!

نمیدونم چرا انقد دلم گرفته،

احساس یکنواختی دارم دلم یه تنوع بزرگ و خوب میخواد،

ازون اتفاقا که قند تو دلت اب بشه

دلم یه کم حس خووب میخواد

یه کم ...

یه نفر...

 

دلم کمی خدا میخواد...

 

 

 

یادم رفت بگم با اینکه هفته قبل اون چند روز تعطیلات

رفتیم مناطق گرمسیری مثه دزفول و شوشتر و خ خ خوش گذشت

و جای همه دوستان خالی بود و هوا هم بسیار گرررم و دلپذیر

و این دو هفته شارژ بودم اما باز دچار رکود عاطفی! شدم

درست مثه رکود وبلاگم....

 

 

اینم چن تصویر از اسیابان قدیمی شوشتر

هنر عکاسی خواهرم....

 

 

 

حالم...

 

گر ز هجر تو کمر راست کنم بار دگر


غیر بار غم عشقت نکشم بار دگر



 

عکس نوشته سنگین....

 

مراسم شیرخوارگان حسینی برگزار شد....

 

بردار زاده عزیزم هم در این مراسم شرکت کرد....

 

مادران با حضور در این مراسم نوزادان‌شان را با لباس سبز - به عنوان

نماد پرچم علوی - و با پیشانی‌بند یا صاحب‌الزمان(عج) نذر قیام صاحب‌الزمان(عج) کرده

و فرزندان خود را با فرهنگ مهدوی بزرگ می‌کنند.

این مراسم در فضایی معنوی همراه با نوحه‌خوانی و عزاداری برگزار شد.

معرفی حضرت علی اصغر(ع) به جهان سند بی‌گناهی امام حسین(ع) است

و هدف مادران همراه با نوزادان‌شان در این مراسم آگاهی‌بخشی

به جهان در این زمینه بوده است.

 

 

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد...

ای ماه خون!


بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی،

قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی.

دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی.

بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه

فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

 

و خدا هست هنوز...

قایقت شکست ؟ پارویت را آب برد ؟ تورَت پاره شد ؟
صیدت دوباره به دریا برگشت..؟
غمت نباشد چون خـــــــ♥ـــــدا با ماست !
هیچ وقت نگو ؛ از ماست که برماست !
بگو خـــــــ♥ـــــدا با ماست.


اگر قایقت شکست، باشد! دلت نشکند! دلی را نشکنی.


اگر پارویت را آب برد، باشد ! آبرویت را آب نبَرَد! آبرویی نبری.


اگر صیدت از دستت رفت، باشد! امیدت از دست نرود ! امید کسی را ناامید نکنی.


امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت، دستانت را که داری!


خــــــ♥ــــدایت را شکر کن. دوباره شکر کن !


اگر چیزی به دست نداریم دست که داریم دوباره به دست می آوریم.


دوباره می سازیم و دوباره به دست می آوریم.


  دوباره می خریم و دوباره می خندیم.

12 مرداد روز تولد من مبااارک... اونم کیک تولدم

امروز روز تولد من است...
امروز برای من روز مقدسی است...
امروز مثبت ترین روز خداست....
من فهمیدم دنیا سرزمین وسیعی است پرازمشکلات سخت و من هم موجودی هستم
وسیع تر و سخت تر از دنیا...

همان روز در گوش من خواندند: تو آمدی که برگردی،
همان روز به من گفتند: شعر، صدا، آب، هوا، مادر، پدر خدا و عشق مال تواست
همان روز فهمیدم که هیچ مجالی از«لحظه» خالی نیست و لحظه هم جای بی خیالی نیست.
من در امروزی فهمیدم که تقدیرم نه گیاه است، نه حیوان است، نه فرشته و نه جن است، نه جماد است و نه چیز دیگر.

قدر من انسان بودن است و این قدر تا ابد فراموش نمی شود حتی اگر من فراموشش کنم.

من فهمیدم که باید شکرگزار بود به خاطر همه چیزهایی که خدا به ما داده

و باید شکرگزاربود که خدا هرآنچه را که از او می طلبیم به ما نمی دهد!
امروز مثبت ترین روز خدا است
امروز روز تولد من است….
نه،امروز روز تولد من و یک نفر دیگر است…

و شاید صدها نفر دیگر !

مبارکمان باشد

 

 

 

وقتی دلت گرفته باشه ...


تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند ...


باز هم دل تو بارانیست ...


خیس تر از دریا خراب تر از امواج ...

دوستان عیدتون مبارک

بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

 

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد

 

دلم گرفته ... خیلی

بابا لنگ دراز عزيز...

بعضی وقتا به جودی حسوديم ميشه!

کاش تو دنيای ما يکی مثل تو پيدا ميشد!

يکی که از دور و بدون ديدن همديگه هوامو داشته
باشه...
يکی که با فرستادن يه نامه مشکلمو حل کنه...

يکی که فقط سايه شو ديده باشم ، ولی همه کسم
باشه...
يکی که اگه حتی همه تنهام گذاشتن، اون مثل هميشه
پشتم باشه...

يکی که هيچوقت با قلبُ ،احساسم بازی نکنه...

اما افسوس...

آدمای دنيای من مثل کارتونا قشنگ نيستن!!!

وقتی که بهشون نياز داری ، مثل تو رفتار نميکنن

حتی اگه ادعاشون بشه عاشقتن!!!...


"" ﻫﻔﺖ ﭘﻨﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ ""


ﺷﺐ ﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺧﻄﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

 

ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ


ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﯽ


ﮐﻮﻩ ﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻏﻀﺐ


ﺭﻭﺩﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﻭ ﯾﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ


ﺩﺭﯾﺎﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ


ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ : ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯽ ..



: ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻧﮑﻨﯿﺪ :


ﺍﻭﻝ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ… ﺩﻭﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﯿﺪ ..…

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ


ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ


ﻭﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ ..!

سلامی دوباره. روزه نمازهاتون قبول درگاه حق

لحـظـــهـ هـــآیَـم مـــآل تــو ..


بـه قیـمـتِ صفـر ” تـومـن “


هَمـیـن کـهِ


تـــو کنـــار مــن بــآشــی ؛


خوشبخت ترین انـســـآنـَم ……..!!

 

روز پدر و روز معلم و استاد مبارک

پدر اگه پولدار است


همه جوانیش را داده .....


واگر بی پول است همه زندگیش را .....


تا نانی لای سفره گذارد و تو بزرگ شوی ...


و برایش همین بس که بگویند سر سفره پدرش بزرگ شد ....


روز پدر روز نیست یک عمر است


روزتون مبارک پدرای مهربون...

 

شعری از " پل الووار ، ترجمه احمد شاملو "

 
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم

براي پشت کردن به آرزوهاي محال

به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي

به خاطر گونه ي زرين آفتاب گردان

براي بنفشیِ بنفشه ها دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم

تورا براي لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شيرين خاطره ها دوست مي دارم

تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي آسمان دوست مي دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ... دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ... دوست مي دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه

تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست مي دارم

تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم ... دوست مي دارم ...



" پل الووار ، ترجمه احمد شاملو "

 

واقعا...

بدترین نوع فاصله ای که بین دو نفر می تواند ایجاد شود،



فهم نادرست از یکدیگر است ...

این روزهای من...

نمیدونم از چی بنویسم!

حرف تو دلم زیاده اما نمیشه بیان کنم دغدغه هامو

جدیدا اطرافمو خالی کردم از دوستای قدیمی....

 

 

ادامه در ادامه مطلب...