X
تبلیغات
حرف دل عاشقا


دلنوشته های عاشقانه وحرف دل آنان
by : x-themes

دلتنگم نه دلتنگ تو


دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی


دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی


دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات


دلتنگ تا صبح بیدار موندنت فقط به خاطر اینکه دل من گرفته


دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی


دیدی ؟ من که دلتنگ تو نیستم !

چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 13:3 |- ستاره کوچولو -|


بَـعضـے هـآنـَبـودنـشـآن آزآرَت مے دَهـد


بـودنـشآن دَر خآطـرت


غـَمگینـَت مےکـُنـد

چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 11:23 |- ستاره کوچولو -|



این روزها بُرد با کسی ست که بی رحم باشد


از دلت که مایه بگذاری


سوخته ای...

چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 11:20 |- ستاره کوچولو -|


یه مردادی غــــــرورشو به راحتـــی به دست نیــــــاورده


کـــه هر وقت هرکی دلش خواست خـــــردش کنه ... !


یه مردادی ....... غـــــــرورش اگر بشکـنـــــــه


با تـــکـــــه هـــاش


شاهـــــــرگ زنــــدگـــــیت رو میزنه

چهارشنبه 3 اردیبهشت1393 11:13 |- ستاره کوچولو -|


کم طاقتی عادت آن روزهایت بود


این روزها برای گرفتن خبری از من، عجیب صبور شده ای!!

سه شنبه 2 اردیبهشت1393 18:38 |- ستاره کوچولو -|

من آه میکشم


غم میخورم


آب میشوم


و تو نمیدانی ...


تو ناز میکشی


عشق مینوشی


چاق میشوی


و من میدانم ...


سه شنبه 2 اردیبهشت1393 11:7 |- ستاره کوچولو -|


ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺗﺮ باشی ، ﺗﺸﻨﻪ ﺗﺮﻧﺪ برای ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ . . .


ﻭ ﻫﺮﭼﻪ دست نیافتنی باشی ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ می ﺁﻳﻨﺪ . . .


ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻏﺮﻭﺭی ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشی ﻭ ﺑی ﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﺒﺖ کنی . . .


ﺍﻧﻮﻗﺖ تو ﺭﺍ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻧﻤﻴﺒﻴﻨﺪ . . .


ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . ..

یکشنبه 31 فروردین1393 22:12 |- ستاره کوچولو -|


از سبز به سبز



من در این تاریکی


فکر یک بره ی روشن هستم


که بیاید علف خستگی ام را بچرد .

من در این تاریکی


امتداد تر بازوهایم را


زیر بارانی می بینم


که دعاهای نخستین بشر را تر کرد .


من در این تاریکی


در گشودم به چمن های قدیم


به طلائی هایی ، که به دیوار اساطیر تماشا کردیم

من در این تاریکی


ریشه ها را دیدم


و برای بته ی نورس مرگ ، آب را معنی کردم .

یکشنبه 31 فروردین1393 22:10 |- ستاره کوچولو -|


من پریشان دیده می دوزم بر او

بی صدا نالم که این است آنچه هست

خود نمی دانم که اندوهم ز چیست؟؟؟؟

زیر لب گویم چه خوش رفتم ز دست..............


فروغ

یکشنبه 31 فروردین1393 22:5 |- ستاره کوچولو -|


گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم !


چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی؟


گر بیایی دهمت جای!


گر نیایی کشدم غم !


من که بایست بمیرم


چو بیایی


چو نیایی !

یکشنبه 31 فروردین1393 22:4 |- ستاره کوچولو -|


شنبه 30 فروردین1393 19:35 |- ستاره کوچولو -|

اگر تمام حلزونهای عالم  دست به دست هم بدهند تا به چین رنج هایت سفر کنند؛


باز هم کاری از پیش نخواهند برد ، گیرم عصاره شفابخش هم داشته باشند.


چین و چروک رنجهایت را  مرهمی نیامده مادر ...

شنبه 30 فروردین1393 19:27 |- ستاره کوچولو -|


آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،


تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد


به مادرم  که مهرش تا ابد در دلم جای دارد


شنبه 30 فروردین1393 19:26 |- ستاره کوچولو -|


دلتنگم..

برای دخترکی که رویا میبافت..


فارق از وضوح نبودن ها..


سردی نبایدها..


سختی گسستن ها..


شنبه 30 فروردین1393 17:8 |- ستاره کوچولو -|



اینجا زمین گرد است !

تویی که مرا دور زدی ….. فردا به خودم خواهی رسید !!!!

حال و روزت دیدنیست….

شنبه 30 فروردین1393 17:8 |- ستاره کوچولو -|


امشبـــ یـــک جملـــه ی تلـــخ مهمـــان مـــن باش !

بگـــذار یـــادمـــ نـــرود

کـــه مـــرا در شبـــی رو بـــه انتهــــــای زمستـــان

به هیـــچ خدایـــی نسپـــردی و رفتـــی!


شنبه 30 فروردین1393 17:7 |- ستاره کوچولو -|

فقط خیلی خصوصی نباشه


شنبه 30 فروردین1393 10:26 |- ستاره کوچولو -|


خنده هايم را در هفت سالگيم جا گذاشتم...

نمي گويم ديگر نخنديدم...نه...

دروغ است...

اما ديگر به زلالي آن روزها نخنديدم...

جمعه 29 فروردین1393 20:9 |- ستاره کوچولو -|


بیا


اما کمی آشناتر


چندی است دلم "پاچه ی " غریبه ها را می گیرد


میبینی چگونه بدون تو "هار" شده؟...

جمعه 29 فروردین1393 12:15 |- ستاره کوچولو -|


دوشنبه 25 فروردین1393 11:41 |- ستاره کوچولو -|

ϰ-†нêmê§