این وبلاگ حرف دل خودم و عاشقایی هستش که یه روزی یه جایی یه کسی دلشونو شکستن...
by : x-themes

پدر اگه پولدار است


همه جوانیش را داده .....


واگر بی پول است همه زندگیش را .....


تا نانی لای سفره گذارد و تو بزرگ شوی ...


و برایش همین بس که بگویند سر سفره پدرش بزرگ شد ....


روز پدر روز نیست یک عمر است


روزتون مبارک پدرای مهربون...

 

جمعه ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۴ 22:23 |- ستاره کوچولو -|

 
تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم

تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم

براي پشت کردن به آرزوهاي محال

به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي

به خاطر گونه ي زرين آفتاب گردان

براي بنفشیِ بنفشه ها دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم

تورا براي لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شيرين خاطره ها دوست مي دارم

تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم

اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي آسمان دوست مي دارم

تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ... دوست مي دارم

تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ... دوست مي دارم

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه

تو را به خاطر دوست داشتن ... دوست مي دارم

تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم ... دوست مي دارم ...



" پل الووار ، ترجمه احمد شاملو "

 

یکشنبه ۶ اردیبهشت۱۳۹۴ 23:8 |- ستاره کوچولو -|

بدترین نوع فاصله ای که بین دو نفر می تواند ایجاد شود،



فهم نادرست از یکدیگر است ...

سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ 23:24 |- ستاره کوچولو -|

نمیدونم از چی بنویسم!

حرف تو دلم زیاده اما نمیشه بیان کنم دغدغه هامو

جدیدا اطرافمو خالی کردم از دوستای قدیمی....

 

 

ادامه در ادامه مطلب...

 


ℭoη†iηuê
جمعه ۲۸ فروردین۱۳۹۴ 11:59 |- ستاره کوچولو -|

نفرت زنان!

در مورد زنان گمان می کنم حتی نفرتشان هم نوعی عشق است …

یاسورانی کاواباتا ..

 

سه شنبه ۲۵ فروردین۱۳۹۴ 21:49 |- ستاره کوچولو -|

مادر:


کاشکی می شد بهت بگم؛


چقدر صدات و دوست دارم


لالایی هات و دوست دارم؛


بغض صدات و دوست دارم

 

چهارشنبه ۱۹ فروردین۱۳۹۴ 21:55 |- ستاره کوچولو -|

زندگی کردن را ،


باید


از لبحند صادقانه کودک آموخت ...

جمعه ۱۴ فروردین۱۳۹۴ 23:3 |- ستاره کوچولو -|

مادرم روزي هشتصد هزار بار می گوید ازدواج کنم!


و بی شک اگرمن روزی با مردی ازدواج کنم که

 

باهم به مهمانی های احمقانه ای برویم که مردان یک طرف جمع شوند

 

و از سیاست و کار بگویند


و زنان یک طرف جمع شوند ازمانیکور و انواع رژیم غذایی

 

و جُک و سریال های ترکیه ای ماهواره حرف بزنند،

 

خودم را آتش می زنم!


مادر ِمن


اگر مردی را پیدا کردی که با من به دوچرخه سواری


تئاتر دیدن


کنسرت رفتن


فیلم دیدن


آواز خواندن


شعر و کتاب خواندن


کافه رفتن و شب گردی های بی هوا و سفر های بی هوا

با کوله پشتی و عکاسی و سر به سر هم گذاشتن و

دیوانه بازی هایی از این دست زد


و آنقدر به باهم بودنمان ایمان داشت که

به زمین و زمان و

هر پشه ی نَری که از دورو برم رد می شود

گیر نداد


و به من احساس"رفیق"بودن داد و

 

نه تنها احساس"زن"بودن...


آن وقت شاید یک فکری برای رسیدنت به آرزویت کردم!

درايران ازدواج به جای اینکه سند با هم بودنِ "من" و "او" باشد


سندِ تظاهر به باهم بودن است


احتمالا به آرزويت نخواهي رسيد...

 

 

یکشنبه ۹ فروردین۱۳۹۴ 19:20 |- ستاره کوچولو -|

“نوروز”

یادگار دین زرتشت

مهر کورش

جام جمشید

تیرآرش

خون سهراب

رخش رستم

عشق بابک

بزرگترین جشن ایرانیان

 خجسته باد

سال نو بر همه شما دوستان عزیز مبارک باید

اینم از سفره هفت سین امسال ما..

 

شنبه ۱ فروردین۱۳۹۴ 12:12 |- ستاره کوچولو -|

من،


بهار مــی‌شوم!


تو،


تنم را پر از شکوفه کن . . .

 

پنجشنبه ۲۸ اسفند۱۳۹۳ 19:56 |- ستاره کوچولو -|

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری

افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم

زردی خاطرات بد را به آتشو سرخی عشق را از

آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم


چهارشنبه سوری بر شما دوستان مبارک


همگی باهم یک صدا بگیم:


زردی من از تو سرخی تو از من

سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ 17:36 |- ستاره کوچولو -|

خدایا فاصله ات تا من


خودت گفتی که کوتاهه


از اینجا که من ایستادم


چقدر تا آسمون راهه؟!

شنبه ۲۳ اسفند۱۳۹۳ 19:36 |- ستاره کوچولو -|

پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است.


پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.

 

هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی،

 

خدا با تو سختگیر تر می شود.

 

هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکباز تر

 

و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیبا تر،

 

بیشتر باید از خدا بترسی.

 

زیرا خدا از عشق های پاک و عمیق و ناب و زیبا نمی گذرد،

 

مگر آنکه آن را با نام خودش تمام کند

 

سه شنبه ۱۹ اسفند۱۳۹۳ 17:22 |- ستاره کوچولو -|

چشات آرامشی داره , که تو چشمای هیشکی نیست


میدونم که توی قلبت , بجز من جای هیشکی نیست


چشات آرامشی داره , که دورم میکنه از غم


یه احساسی بهم میگه , دارم عاشق میشم کم کم


تو با چشمای آرومت , بهم خوشبختی بخشیدی


خودت خوبی و خوبی رو , داری یاده منم میدی


تو با لبخند شیرینت , بهم عشقو نشون دادی


تو رویای تو بودم که , واسه من دست تکون دادی…..

 

یکشنبه ۱۷ اسفند۱۳۹۳ 12:50 |- ستاره کوچولو -|

در مــــــورد مردها حـســـــی هست که

 

اسمشو میذارن "غیرتـــــــ"



و به همـــــون حــــس در خانمها میگــــــن

 

"حســـــــادتــ"



اما...



مـــــن به هــردوشون میگمــــ عشــــــــق



تا عاشـــــــق نبـــــاشی

 

نه غیرتی میشـــــوی نه حســـــــود

 

 

پنجشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۳ 20:11 |- ستاره کوچولو -|

دختر بآس وقتی آقاشون میاد خونه


بره پشتِ درِ اتاق ، قایم شه


آقاشون که اومد توو اتاق


از پشت بغلش کنه بگه


دلم تنگ شده بود زشت..

 

سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ 19:17 |- ستاره کوچولو -|

یه روز میرسه



من و تو کنارِ هم

 


به خاطراتِ گذشته مون میخندیم ...

 

یکشنبه ۱۰ اسفند۱۳۹۳ 10:10 |- ستاره کوچولو -|

اگه برف بیاد...

زمین لغزنده بشه...

تو پشت سرم باشی...

من سُر بخورم...

تو بازومو بگیری...

من هول بشم...تو هول بشی...

عاشق این هول شدنام...

اگه برف بیاد...

چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ 10:1 |- ستاره کوچولو -|

خدایا شکرت که بازهم رحمتت رو بر ما تمام کردی

 

دیروز کلی برف اومد

 

برفی که دل همه مردم رو شاد کرد

 

انقد ذوق شدیم منو خواهرم که کلی عکس گرفتیم

 

اینا هم هنر عکاسی خواهرم هستش

اینم دوتا جدید

 

 

 

شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ 17:5 |- ستاره کوچولو -|

تازه نوشت: امروز کلی برف اومد

عکساشو میذارم بعدا

 

 

وقتی از همه دنیا ناراحتم،


فقط با فکر کردن به تو آروم میشم ...


اما وقتی تو ناراحتم میکنی،


همه دنیا هم نمیتونه آرومم کنه...

 

جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ 10:44 |- ستاره کوچولو -|

حسِ خوب یعنی ؛

وقتایی که خسته ای ,

فقط من بتونم آرومت کنم نه چیز دیگه ...

 

چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ 10:17 |- ستاره کوچولو -|

باشه…!


تو منو نادیده بگیر؛


موندنی راهشو پیدا می کنه،


رفتنی بهونشو

 

دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ 20:5 |- ستاره کوچولو -|

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد


که خودت انگشت به دهان می مانی…!!


گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید


فریادشان بزنی اما سکوت می کنی …

 


گاهی..!! پشیمانی از کرده و ناکرده ات…


گاهی دلت


نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای


فردا نداری و حال هم که…


گاهی فقط دلت


میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری وگوشه ای


گوشه ترین گوشه ای…! که می شناسی

 

بنشینی و”فقط”


نگاه کنی…


گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت


تنگ می شود…

شنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ 23:7 |- ستاره کوچولو -|

قدر زندگی را بدان

 

پروانه ها فقط یک بار می رقصند....

 

 

جمعه ۲۴ بهمن۱۳۹۳ 10:24 |- ستاره کوچولو -|

 


نه باران می‌آید

نه بهانه‌ای ...

اما خیالت راحت جانکم !

هــــــــر نیمه شب

کنار همین بغضهایی که بوی عصرهای پنج‌شنبه میدهند

جمع میشویم

من و

تنهایی و

خاطـــــــره لبخندهاتـــــ ،

و برای باریدن بهانه،

دعای باران میخوانیم !!

 

 

چهارشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۳ 16:2 |- ستاره کوچولو -|

جا گذاشتـــــم آرامشـــم را،

در نی زار چشمانتــــــ ...

نگاهــــم کن؛

دلــــم ...

آرامشی دوباره می خواهد!

دوشنبه ۲۰ بهمن۱۳۹۳ 22:16 |- ستاره کوچولو -|

دل من بهانه ي اين همه سنگيني چيست ؟

 

دل من مگر از من فاصله ها را


نميشماري


كه چگونه دست سرد زمين


ميان موج گيسوان تقدير


رفتن مرا از بر


نفس هاي تو شانه ميزد


من از غم رفتن پرستو ها


در داغ سوختن قاصدك ها


بر مزار خاطراتمان عزا دار


ثانيه هاشده ام


سنگينيت را اي دل


به بهانه هاي بيدار وا مگذار


بگذار كه از حجم تو كم شود


اين سينه تنگ زمان

یکشنبه ۱۹ بهمن۱۳۹۳ 17:39 |- ستاره کوچولو -|

یه وقتا هست ...


دلت میخواد بهش بگی


همه زندگیمی .. نفسمی .. عشقمی .. دوسِت دارم


دیوونتم...


هرچی عاشقانه هست و بلدی رو میخوای بهش بگی


ولی نمیگی ... به هزارو یک دلیل سکوت میکنی


سکوت میکنی و فقط میگی ...


ای خدا ....


 

جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳ 21:36 |- ستاره کوچولو -|

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست....



بر درش برگ گلی میکوبم



روی آن با قلمه سبز بهار مینویسم



"خانه ی دوستی ما اینجاست "



تا که سهراب نپرسد دیگر:



"خانه ی دوست کجاست ؟ "

چهارشنبه ۱۵ بهمن۱۳۹۳ 20:14 |- ستاره کوچولو -|

میتونی تبر باشی اما نبُری ...

 

سه شنبه ۱۴ بهمن۱۳۹۳ 19:50 |- ستاره کوچولو -|

ϰ-†нêmê§